گهی به گریه بگیرم گهی صدا کشمات
بگو چقدر به این دوش بینوا کشمات
هنوز تشنۀ آزار و انتظار منی
هنوز عاشق دیوانۀ جفا کشمات
اگر بریزم طرح ترا به نقاشی
غریب و بی سرو پا مثل بادها کشمات
ولی به هیئت خنیاگری اگر آیم
کدام پرده بگیرم که در نوا کشمات
تو کوله بار بزرگی به دوش کوچک من
به حیرتم که بمانم به راه یا کشمات
کدام کوچه رساند ترا به آرامش
مجیر! شاعر بی آرزو کجا کشمات؟!