آخرین اشعار

چون کلافی که از او پیدا نشد سر هیچ وقت

چون کلافی که از او پیدا نشد سر هیچ وقت
نیست جز گمگشتگی ما را میسر هیچ وقت

هر کجا کشتند، در هر جا ندارد کس سراغ
خوب مانند تو را در کل کشور هچ وقت

طول موهای تو در هر حال تا گردن خوش است
شعر را تاشانه‌ات پایان نیاور هیچ وقت

چند جایت این وسط بسیار می‌مانند به
چیزهایی که نمی‌یابیم ما در هیچ وقت

چشم‌هایت، دگمه‌هایت، هر کجایت، فکر کن
زور آدم‌ها به شیطان‌ها برابر، هیچ وقت

ازمیان دوست و دشمن تازه می‌فهمیم که
چند کس ما را نمی‌کردند باور هیچ وقت

باز بابا از زبان یک کبوترباز گفت:
باز با باز است اما با کبوتر هیچ وقت

این که در دهلیز باقی مانده دود چیست، را
کاش از آدم نمی‌پرسید مادر هیچ وقت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه