ناگهان از در درآیی، در چه کیفی میکند
صندلیِ خالیِ دفتر چه کیفی میکند
شب خیالت را بیان کردم به خوابم تا به صبح،
خواندنِ ناول، تمام، از بر چه کیفی میکند
با اذان خنده، بر لبهایت ایمان آورم
از براندازیِ دین، “باور” چه کیفی میکند
هر که خلوت کرد با تو، دست از الله شست
دور از چشمِ خدا، کافر چه کیفی میکند
من که میبینم ترا از دور، حالم هست این!
در کنار بسترت، شوهر چه کیفی می کند
هی مرا میسوزی و هی میشوم نزدیکتر
زیر پای شعله، خاکستر چه کیفی میکند
قیمت بوست شنیدم میشود کمکم زیاد
نرخها بالا رود، دالر چه کیفی میکند
آیهی رفع حجاب آید به جبریل امین
جمعه خواند دختری، منبر چه کیفی میکند
کار او از بهِ شود بهتر چه کیفی میکنم
کار من از بد شود بدتر چه کیفی میکند
این غزل را پیش او خوانم، کند اصرار که
بیت هشتم را بخوان از سر، چه کیفی میکند