چه شد؟ نه! آه خدا! بر زمین علم افتاد
ز دست راوی آن لحظهها قلم افتاد
شکست کوه، پس از آن چه میشود شاعر؟
چه شورشی است که در جان محتشم افتاد؟
نگاهها همگی سمت رودخانه شدند
به چشم منتظر کودکانه نم افتاد
رسید نوبت سرباز کوچکش اصغر
دوباره زلزلهای تازه در حرم افتاد
رسید قصه به فوارههای سه شعبه
سرِ تمام جهان پیش عشق خم افتاد
رباب منتظر شیرخوارهاش اما
مشوش است زمان تا قدم قدم افتاد