چه اندیشه ها در سر کوچکی داشت
سر کوچکش باور کوچکی داشت
خودش پادشاه خیال خودش بود
برای خودش کشور کوچکی داشت
دلش خواست تا آسمان پر بگیرد
ولی حیف، بال و پر کوچکی داشت
بهاران در آن باغ پاییز دیده
امید گل پرپر کوچکی داشت
به لطف نزول بلای گلوله
از آن روز درد سر کوچکی داشت
ببخشید اگر جای سالم نمانده
ببخشید اگر پیکر کوچکی داشت
بزرگی همیشه به دل بوده و هست
به دستان خود دفتر کوچکی داشت