چقدر شبیه و همرنگ، چقدر مثل همیمم
من و تو دونیم یک سیب، نه بیش و نه کمیم
من و تو به غم نشسته من و تو دچار دردیم
غم تو فقط غم من، ما اسیر یک غمیم
گریه ی تو گریه ی من، زیر سقف زندگانی
نیستیم بیگانه با هم هر دو با هم محرمیم
پیش آ، حرف دلت را، باز گو، بر آیینه
خالی کن بغضی که سیر از هق هقِ هر ماتمیم
زخمهای بی دوایی فکر میکنی سزاییم؟!
فکر میکنی تو، ما، قربانیی هر ستمیم؟!
خواهشی داری که دانم خواهشِ هر دوی ماست
نفسِ پر آرزو را خیز بر نایی دمیم