پیشانیات هنوز دو خط چین نخورده: یک
زیبایی بلند تو پایین نخورده: دو
ای ماه، کم نما به رخ ما کلوخکان
بر گونۀ تو سیلی سنگین نخورده: سه
تنهایم و چهار طرف ماین کاشته
یک سگ که ترسی از من غمگین نخورده: پنج
از صد جهت خوشم که از آغاز تا تمام
سنگم به بیپناهی کلکین نخورده: شش
مثل کبوتر از قفس سینهام رهاست
هر واژهیی که آب از آیینه خورده: هفت
گشتم نیافتم که یگان شاعر قوی
آخر شکست از گل نسرین نخورده: هشت
در دست راست نامۀ اعمال داشتن
شرم است، بنده تاپۀ نفرین نخورده: نُه
ایمان بیاورید به نان نداشته
ثابت کنید سهم مرا دین نخورده: صفر