پیام برد صباحی ز تاجدار حصار
سوارکار بریدی به خارزار حصیر
بخواند ارادۀ شاهانه با وقار تمام
به نیک مرد دل آگاه، پیر زاویه گیر
که «زود بر در ما آی و ارمغان آور
به بارگاه، سخن های نغز پندآگین
که التفات به اندرز مردهای خدا
خدایگان خردمند را بود آیین
جواب داد فقیرش که رو به شاه بگو
«هرآن که پند دهد سوی کاخ کی آید
و هر که بر در شاهان نهاد روی نیاز
ز پند او گره از هیچ کار نگشاید.»