آخرین اشعار

پرندهٔ نحیف

تلخ لب
سیاه مو
سیاه گونه
سیاه پیراهن
زیبایم چنین است.

با دستان جو گندمی‌اش
دكمه‌هایم را می کند
سینه‌ام را می‌شكافد
و از میان لخته‌های خون
بیرون می کشد
پرنده ایی نحیف را.

تا گلو در غم غرق می‌شوم
و او می‌خندد
زیبایم چنین است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه