آخرین اشعار

وقتش رسیده، موقع پیکار می شود

وقتش رسیده، موقع پیکار می شود
حق دیده می شود ولی انکار می شود

بعضی بهشت را به پشیزی فروختند
وقتی که حرف درهم و دینار می شود

مردی است در خیام که از سیل اشک او
خاک سیاه، تحتها الانهار می شود

فردای دین به دست توانمند اوست، پس
دستور عرش آمده، بیمار می شود

خاکی که او بر آن به نماز ایستاده است
مرهون فیض سجده ی بسیار می شود

مشغول خطبه است و تمام است کار شام
نور کلام او که پدیدار می‌شود

دنیا شده است عرصه ی شام و خلیفه اش
کو آنکه تحفه ای ببرد از صحیفه اش؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه