آبرو بسیار میریزم برایت نازنین
تا نماند تشنه کس در کربلایت نازنین
آسمان بود از تو؛ اما از شباهت، آفتاب
اشتباهی برده شد بالا به جایت نازنین
آمدن در خواب و رفتن، قابل انکار نیست
پشتِ پلکم مانده واضح رد پایت نازنین
متهم کردی که دارم دوستدختر غیر تو
چی سند داری برای ادعایت نازنین؟
با لب و آغوش میباشی مخالف در زبان
گفتهات دارد تفاوت با ادایت نازنین
وقت عریانی به پشتِ مجرم اصلی نگرد
یا مقصر پنجهام یا دکمههایت، نازنین
بر مُد و آرایشت بسیار میگیرند عیب
هرچه آخند است و روحانی، فدایت نازنین
شرع، مانع، من به بوسم شله، تا آخر به عشق
کم چه کس میآورد، من یا خدایت نازنین؟