آخرین اشعار

نازنین

آبرو بسیار می‌ریزم برایت نازنین
تا نماند تشنه کس در کربلایت نازنین

آسمان بود از تو؛ اما از شباهت، آفتاب
اشتباهی برده شد بالا به جایت نازنین

آمدن در خواب و رفتن، قابل انکار نیست
پشتِ پلکم مانده واضح رد پایت نازنین

متهم کردی که دارم دوست‌دختر غیر تو
چی سند داری برای ادعایت نازنین؟

با لب و آغوش می‌باشی مخالف در زبان
گفته‌ات دارد تفاوت با ادایت نازنین

وقت عریانی به پشتِ مجرم اصلی نگرد
یا مقصر پنجه‌‌ام یا دکمه‌هایت، نازنین

بر مُد و آرایشت بسیار می‌گیرند عیب
هرچه آخند است و روحانی، فدایت نازنین

شرع، مانع، من به بوسم شله، تا آخر به عشق
کم چه کس می‌آورد، من یا خدایت نازنین؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه