میروم آن دورها تا شانهای پیدا کنم
گریه دارم خلوتی، میخانهای پیدا کنم
ابر ابرم، آسمان بر دوش، غمگین و غریب
تا کجا آخر سر و سامانهای پیدا کنم
لحظهای از یاد بردم بادم و استم رها
جستجو کردم مگر کاشانهای پیدا کنم
در میان دوستان هوشیار و سر به راه
حیف شد! میخواستم دیوانهای پیدا کنم
میبرم فانوس تنهایی خود را شهر شهر
بین آدمها مگر پروانهای پیدا کنم
در زمینی که به جز تخم ستم از آن نرست
سعی کردم از محبت دانهای پیدا کنم
تا بیابم بوی تو باید جهانگردی کنم
ای وطن! تا مثل تو ویرانهای پیدا کنم