آخرین اشعار

می‌بینی

می‏‌بینی
امسال هم خلاف پیش‌بینی‏‌های تو
ما به‌جای ابرها گریستیم
و به‌ جای هرچه علف
هرزگی از زمین‏‌ها رویید.

شاعران
دنبال هجاهای نیم‌جویده‏‌ی سگ‏‌ها دویدند
و کتاب‏‌ها حفره‏‌های ابدی موریانه‏‌ها گردید.
روشنفکران
پشت تخته‏‌های شطرنج
آن‌قدر چرت زدند
که به موش‏‌های سیاه و سفید مبدل شدند.
قطارها
ریل‌ها را کنار گذاشتند
و شادمانه سوت بلند کشیدند
و این‌گونه شد
که هیچ‏‌کس به جایی نرسید.

می‏‌بینی!
همه‌چیز خلاف پیش‏‌بینی‏‌های تو از آب درآمد
حتی این شعر ناقص
که قرار بود شاهکار قرن بیست و یک باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه