آخرین اشعار

من از احساس گنگ كوچه‌ها می‌پرسم احوالت‌

من از احساس گنگ كوچه‌ها می‌پرسم احوالت‌
كه آيا عطر مستی مانده است از ريشۀ شالت‌؟

گذشته محملت صد سال پيش از قريۀ بالا
شكسته بغض‌های سينه‌ام حالا به دنبالت‌

مسافر! گوش كن اين نامه‌های ناتمامم را
حذر كن نشكند با آه اين دل شهپر بالت‌

اگر بار ديگر در شهر پر غوغای ما آيی‌
كنم صد لاله را قربانيی يك ديدن خالت‌

هميشه جانمازم عطر دستان ترا دارد
دعايت می‌كنم هرجا كه هستی خوش به احوالت‌

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه