لحظه های رفتنت را می زند گیتار دیوار
می روی از پیش چشمم دورتر دیوار دیوار
لحظه یی بنشین کنارم سایه ات در کار من نیست
آفتاب رفته ام را پشت سر بگذار دیوار!
چشم هایم گود می ماند به قدر جای پایت
می روی و بودنت را می کند انکار دیوار
می وزی در من شبیه باد سوی مرده زاری
زنده گی هم کوچ خواهد کرد از این چاردیوار
می روی و می گذاری چهرۀ تکراری ام را
می کند تکرار دیوا… می کند تکرار دیوار