آخرین اشعار

فکرت می‌دود

فکرت می دود
مثل این باران که به دنبالت
و شاید به دنبال آن کس دیگر هم
که هر پنج روز هفته
در همین ساعت
در همین خط
روی یکی از صندلیهای اتوبوس نشسته بود
نه نام است که مهم است
نه طبقه ای که از آن می آمد
و نه حتی نوع نگاهش به تو
که مثل همۀ آدمهای اطراف
طبیعتا گاهی خوشایند بود و
گاهی نه
مهم، آن جای خالی است که سوال خلق می کند
و سوالاتی
که اگر جدی گرفته می شد،
شاید جنگی در جهان نبود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه