فریاد آهو برّه از صحرا که میخیزد
یا زوزهی مرگ از دل حاشا که میخیزد
خون جگر از چشمهساران میشود جاری
بوی تعفن از تن دنیا که میخیزد
پایان اشک مادران بی پسر این است
یک آسمان فریاد ناپیدا که میخیزد
تکلیف ما با نابرادرها شود معلوم
دریا پس از دریا پس از دریا که میخیزد
شبهای پیروزی قلندرها چه بیدارند…
آواز فتح از قلهی بابا که میخیزد