چه فراخوانی دادی دل!
اینها
حتی زبان چشمانت را نمی شناسند
اینها
تب نمی کنند از تپیدنت حتی
دل رویا دیده ی ساده
دل دیوانه
از این بگذر
بگذر از این
دل سپردن سیبی نیست که به آب بسپاری
چه فراخوانی دادی دل!
اینها
حتی زبان چشمانت را نمی شناسند
اینها
تب نمی کنند از تپیدنت حتی
دل رویا دیده ی ساده
دل دیوانه
از این بگذر
بگذر از این
دل سپردن سیبی نیست که به آب بسپاری