غریب حادثه اى گشته عشقبازی و زن
به غفلتی به فریب از تو میدرد دامن
تلنگری، به نگاهی دو چشم آهویی
به یک اشاره دو دست است و سینه ها و یخن
به یک اشاره حریم تو گور حرمت توست
و چاك چاك شود باورت چو پیراهن
و بعد متهمی متهم به فاحشگی
هزار سنگ بر این نام و ننگ زن بودن
چه انقلاب قشنگی شود اگر با مشت
زنیم بر دهن عشق بهر آسودن