آخرین اشعار

عمریست کز دیار وطن دور رفته ایم

عمریست کز دیار وطن دور رفته ایم
بس دردهایی دل که به همدل نه گفته ایم

شب ها برای تیرگی یی روز هموطن
چشمی نه بسته ایم وزدردش نخفته ایم

چندان فشرده ظلم ستمگر که هر کدام
در غنچه سوخته ایم و نه چون گل شگفته ایم

تخم نژاد پرستی و تبعیض قوم و دین
افشاند عدو و ما همه غافل بخفته ایم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه