علی نباشد اگر، خاک خاکیان به سر است
پناه کودک بی تاب شانه ی پدر است
یتیم کوفه منم من، که گوش من هر شب
هنوز هم به صدای رسیده پشت در است
به کفر اگرچه نگویم علی خداست، ولی
تمام خلق چه هستند اگر علی بشر است؟!
بگو به خیبریان دل به قلعه خوش نکنند
علی که حمله کند هر که هست بی سپر است
نمک به زخم دلش می زنند، غافل از این
که زخمِ عاشقِ شوریده را نمک، شکر است
دو ده شب از رمضان رد شده است و من ماندم
کنون به دست فلک ظرف شیر یا قمر است…