آخرین اشعار

عادتم شده

جای تو با خیال، بغل، عادتم شده
رغبت برای جنس بدل عادتم شده

از گشنه‌ات دریغ نکن گونه، خنده، حرف
صبحانه شیر و قند و عسل عادتم شده

لب‌خند‌ مان به‌هم چقدر نئشه‌آور است
تریاک و چرس ردوبدل عادتم شده

در خشم از طواف نسیمم به گِرد دوست
با هر چه هرزه‌گرد، جدل عادتم شده

سر می‌نهم به زانو و گاهی به شانه‌ام
سیر و سفر به کوه و کتل، عادتم شده

جانی قرار وعده سپردم برای تو
دیوانه‌ام، به قول، عمل عادتم شده

بعد از همیشه‌ خواندنِ دو مصرع لبت
هر صبح انتشار غزل عادتم شده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه