جای تو با خیال، بغل، عادتم شده
رغبت برای جنس بدل عادتم شده
از گشنهات دریغ نکن گونه، خنده، حرف
صبحانه شیر و قند و عسل عادتم شده
لبخند مان بههم چقدر نئشهآور است
تریاک و چرس ردوبدل عادتم شده
در خشم از طواف نسیمم به گِرد دوست
با هر چه هرزهگرد، جدل عادتم شده
سر مینهم به زانو و گاهی به شانهام
سیر و سفر به کوه و کتل، عادتم شده
جانی قرار وعده سپردم برای تو
دیوانهام، به قول، عمل عادتم شده
بعد از همیشه خواندنِ دو مصرع لبت
هر صبح انتشار غزل عادتم شده