آخرین اشعار

شب جادو

بگیر اسطوره شعرم! شب جادو سراغم را
گرفتارم، بیا بشکن طلسم ذهن باغم را

مبادا بی تفاوت بگذری از کوچه پاییز
بسازی تک سنگی برگ حس داغ داغم را

خطوط سبز جنگل را سیاه و سرخ می بینم
شهید ماه چشمت کن نگاه بی چراغم را

زمستان می چکاند ورد نامفهوم لبهایت
میان برف و تب کوچانده ای ایمان باغم را

ببین پیشانیم پرچین، رمان بی کسی ها شد
بخوان در فصل فصلش سال های ابر و زاغم را

به شولای پر از رنگین کمانت دختر نقاش!
بزن با روشنایی رنگ شبهای کلاغم را

گلا قدیس من ای مریم آبی! شود آیا
رفیق باورم باشی بگیری دست داغم را؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه