عجیب نیست که از کودک هزاره بترسم
منی که چون شبِ تاریکم از شراره بترسم
منی که غارتِ جان میکنم در این شب تاریک
عجیب نیست که از ماه، از ستاره بترسم
هزار بار اگر میکُشم دوباره همانست!
چرا نباید از این جسم پارهپاره بترسم؟
هزار ققنوس از خاک هر هزاره بروید
مگر نباید از این دست استعاره بترسم؟
دوباره سبز شوید، آی کودکان هزاره!
قلم به دست بگیرید، تا دوباره بترسم