چشمهای دیدن و حاشا، عبرت تاریخ مشهود است
هر قدر آتش بسوزانید، بیشتر سهم شما دود است
در لباس میش گرگ آمد، گرگ با مکری بزرگ آمد
مرتع سبز جهان اما خوشخیال آرام و آسوده است
روی زشتی را بزک کردید، واقعا خیلی کمک کردید!
دین چرا وقتی سیاست هست؟ رسم این بودهاست تا بودهاست
کوسههای خوبِ دندان تیز، مرحبا! از آن همه پرهیز
وقت ماهیگیری است، آری، آبها دیگر گلآلود است
رشتهی تسبیح شد پاره، دانههایش هریک آواره
دانهی تسبیح.. اما نه، اشکهای شاه مقصود است
فکر کردید آخرش این است؟ اسبهای جنگ ما زین است
خوابتان دیری نمیپاید، خوش خیالانِ جهان، زود است
آه ما لطف خدادادی است، وقت استشمام آزادی است
سینهی ما را بسوزانید، چوب خالی نیست این، عود است