آخرین اشعار

سلام

سلام ای ‏که پریسای باغ پاسرنی
سلام ای ‏که پر از نازهای ناشکنی

نسیم صبح بهاری که از طراوت خود
غبار باغچه را بامداد می شکنی

تو آفتابی و من مثل ذره، آیینه ات
توآسمانی زلالی، هزار پیرهنی

نوشته اند که مهتاب از آسمان باشد
بگو که ماه زمینی زمین منم زمنی

بیا و از سر این خاک توده جاری شو
بیا نجات بده تشنه را ز بی وطنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه