آخرین اشعار

سایه و روشن یک دشت تمنا شده‌یی

سایه و روشن یک دشت تمنا شده‌یی
چتر رنگین و کمانیی دل ما شده‌یی

بال رویایی ز بالا که خیالات مرا
می‌برد سمت ز آن سویی که پیدا شده‌یی

همچو گلبرگ تر از حس کلیمات قشنگ
شاه‌بیتی و به‌ روی دو لبم وا شده‌یی

در تماشای تو چشم عطشم سیر نشد
بهر این تشنگی‌ام وه که چه دریا شده‌یی

پر شده ذهن ز تو حاشیه‌ها را همه نقش
چین در چین حواسم که هویدا شده‌یی

دیدی این دل نه همان خسته، تَرَک خورده نماند
وقتی تو صاحب این خانه تنها شده‌یی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه