آخرین اشعار

ساقه هایت را که از پنجره بردی

ساقه هایت را که از پنجره بردی
اندوه سه‌ چارک از خانه‌ بزرگتر‌ بود
تنهایی نشست به موازات خودش‌
پنج پنج در انگشتهام
و من‌ تنها ماندم گیاه عشقه
تنها ماندم
و‌ شب با دهان طویلش
دلم را فشرد
صدایم بریده بریده
خودش را به در و دیوار زد
من تنها‌ ماندم گیاه عشقه
و رفتنت
شکستن یکباره ی شیشه بود…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه