یا جنسِ اَسترِ بدنت سادهتر شده
یا دوختِ لباس تنت سادهتر شده
تا چشم، جای دکمه به جان تو دوختم
بست و گشادِ پیرهنت سادهتر شده
کوتاه نیست دست کسی از انار تو
راه عبور از یخنت سادهتر شده
بیگانه گِرد دامنِ گلدار میچمد
گشت و گذار در چمنت سادهتر شده
مشکل فقط نهادن سنگ نخست بود
از آن به بعد ساختنت سادهتر شده
حرف کلان نمیشنوم از تو این زمان
شاید که سایز دهنت سادهتر شده
سابق خبر نبود کس از نیتت، کنون
رفتن درون خویشتنت سادهتر شده
تعبیر خواب خواستم از دوستدخترم
خندیده گفت مرگ زنت سادهتر شده