میگذرد از کنارت
مثل باد
مثل طوفان
دندانهای گرسنه گرگیست
دویده
دویده
دویده
گیجات میکند
میبرد با خود
تکهای از تنت را
ردی از خون
دهن وا کرده زخمی
سالها
با تو
پا به پایت
کوهیست بر شانههایت.
گاه
لبخندیست
شکفته بر پنجرهای
دست تکان میدهد به سویت
چنان رقص گندمزار
یار
یار
یار
ترانه بیپایان
شکوه “قوریغ” و
گلهای سرخ آویزان.