آخرین اشعار

رهایم کردی

از چه ای دوست، چنین زود رهایم کردی
با غم و سوختن و دود، رهایم کردی

وسعت درد جدایی به تو معلوم نبود!؟
که به این طاقت محدود رهایم کردی

دست و پا بسته اندوه خموشی و غروب
پشت دروازه مسدود رهایم کردی

عمر را وقف رسیدن به تو کردم؛ آنگاه
آه! ای کعبه مقصود رهایم کردی

بسته بودم به تو امید رهایی؛ آخر
تو هم ای باور موعود رهایم، کردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه