آخرین اشعار

دیو و پری

دمبوره می‌کشد نفس اطراف بسترت
چیزی بخوان شبیه غزل‌های آخرت

چیزی بخوان که جای تو در تب رها شوم
جان می‌دهد پرنده در آغوش لاغرت

گیجم، صدای دایره‌ها کم نمی‌شوند
این زن برهنه آمده تا در برابرت…

رقصی کند چنان که جهان زیر و رو شود
با عطسه‌ای به هوش بیاید کبوترت

رازی مقدس است تو را رنج می‌دهد
پیدا شده است دیو و پری لای دفترت

گفتم دوباره پنچره را آه می‌کشی
لطفا ببین که عشق چه آورده بر سرت!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه