آخرین اشعار

دی، پیش‌مرگ لشکر دیو زمستان است

دی، پیش‌مرگ لشکر دیو زمستان است
شب در پناه سایه‌ی این دیو پنهان است

شب؛ زاهدِ رندِ ریاضت‌کش که تا چل روز
یک‌راست کارش ذکر نام پاک یزدان است

بی‌خور و خواب و بی‌محابا ذکر می‌گفته‌ست
چله‌نشینی یادگار حضرت‌شان است

شب اسم اعظم را بلد بوده‌ست یک روزی
دستی به خلقت داشت، از امشاسپندان است

اما خدایش زد که با گِل‌شاه٭ درآویخت
حالا نه یزدان و نه هم در حدِّ انسان است

شب، شاه گشت و از ردای زهد بیرون شد
لشکر به هم آورد و گِردش جمله دیوان است

دیو زمستان رستمِ شاه شب است انگار
این سو ولی مهر و اهورا است و زروان است

زردشت گفت: این آخرین جنگ دو تا مینوست
اما شکست انگره‌مینو نمایان است

باید که تا پیروزی خورشید برپا ماند
اینجا خراسان است و زاد خور آسان است

 

٭ گِل‌شاه معنای واژه‌ی اوستایی کیومرث است. این واژه از دو بخشکی” به معنی پادشاه ومرث” به معنی خاک تشکیل شده است.‎

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه