آخرین اشعار

دوباره

با تو شده‌ام روبه‌رو ام‌سال دوباره
تا سال دگر می‌روم از حال، دوباره

در حسن تو بگذار ببینند و بمیرند
سر برنکش از پنجره با شال دوباره

با آن‌که شکستی دلم، از نو به حسابت
قلب دگری می‌کنم ارسال دوباره

گفتی که گره وا کنم از رشته‌ی مویت
شاید کشد این کار به جنجال دوباره

از بوسه نمی‌خواست کسی مالیه‌، ای‌کاش
قانون قدیمی شود اِعمال دوباره

دنیا پیِ آزادی و من عاشق آن‌که
کَی روح مرا می‌کنی اشغال دوباره

گندیده شوم پشت درِ سینه‌ی سردت
بگذار مرا داخل یخچال دوباره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه