دست هایت دو شاخه از طوبی
چشم هایت دو چشمهی کوثر
از صفای دهاتی ات پیداست
عشق بایک تجلی دیگر
در نگاه صمیمیات یک رود
در دل دشت های بی باران
سالها هست همچنان جاری
در گلوی شکوفهی پرپر
زیر پای تو سبز خواهد شد
شن صحرا و خاکهای کویر
باغ های بهشت هم تعظیم
کرده در پیشگاه تو مادر
تو همانی که در تخیل من
مثل کوه بزرگ میمانی
از شکوه تو می شود عاجز
پادشاه هزارها کشور