در کوچه سکوت دلش سخت خسته بود
آنجا نگاه سرد کسی چشم بسته بود
گاهی سکوت، گاه به قول شما هنوز
بین سکوت شیشه غم ها شکسته بود
در جاده های وسوسه، قول و قرار هم
آری سرود خسته فردا گسسته بود
در کوچه خیال حضور کسی نبود
تنها دو زاغ خسته پریشان نشسته بود
اینجا سکوت سرد پریشان بی کسیست
شاعر برای چشم کسی چشم بسته بود