در نگاهت غزل، زیاد شده
فاعلاتن فعَل زیاد شده
حرف، حرفِ ردیف مژگان است
کارِ بحر رمل زیاد شده
چار فصلت بهار میبالد
ماه ثور و حمل زیاد شده
پیچ و خمهای تو پر از نفر است
با وجودی که شل زیاد شده
پیشتر آمدی، گمانم که
اعتبار بغل زیاد شده
دیگر از بوی تو نخواهم گفت
بین گلها جدل زیاد شده
بعدِ تحریم بوسهات، در شهر
نرخ قند و عسل زیاد شده
موی میریزد از پریشانی
بیسبب نیست کل زیاد شده
کوکنار، انزوا؛ به درد عشق
یک دو تا راه حل زیاد شده
بی تو پنجاه و چارساله شدم
حرف مفت است اجل زیاد شده