در محیطی که سرِ سبز غزل بر دار است
جگرم پاره و نبض نفسم افگار است
واژه آن حالت رویایی خود کم دارد
شعر تصویر پر از رنج و حس آزار است
خبری نیست ز دلشادی چرا می پرسی؟
بر سرِ دوش خیالم غمی آتش بار است
در تقاطع نگاه ها نکند جنگ شده؟
که ره باز رسیدن ره پر از خار است
مرگ، کشتار، اسارت، فقر، آوارگی، آه…
جدول زندگی ما پر از این آمار است