آخرین اشعار

در شکسته خیبر

اینکه در خود شکسته است علی است، او که در هم شکسته خیبر را
غمی از در رسیده است ولی، خرد کرده است پشت حیدر را

چه غمی این چنین توانمند است؟ که دل عرش را هم آکنده است
چه غمی این چنین پراکنده است همه جا سوگ یاس پرپر را

خانه ای ساده، خانه ای کوچک، مادری پیش چندتا کودک
با لگد می کنند دق الباب خانه ی دختر پیمبر را

باز از خواب می پرد دختر، باز کابوس میخ و آتش و در
باز هم کودکی کم آورده است دامن مهربان مادر را

ببرد مخفیانه خاک کند، سینه را از فراق چاک کند
چه کسی هست تا که پاک کند چشم در اشک و خون شناور را؟

آسمان و زمین همه نگران، از فدک تا به علقمه نگران
فاطمه، آه، فاطمه نگران خیسی چشم های مضطر را

چشم های تر است واویلا، خانه بی مادر است، واویلا
غصه ای دیگر است، واویلا، یک نفر باز می زند در را…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه