خوشبخت هستم مثل آدم آهنی امشب
حال خوشی دارم در آغوش زنی امشب
در یک «دَم دیگر» دَم دیگر به من دادی
داری در اندامت هوای روشنی امشب
مانند پیچکهای تر دور درختی خشک
پیچیده دستان تو دور گردنی امشب
پیشانیام را خط خطی دیدم در آیینه
در سرنوشتم رخنه کرده ناخنی امشب
امشب لبانت دو دروغ داغ و خوشمزه است
تردید دارم، نیست باور کردنی امشب
باد مخالف میوزد از سمت گورستان
چسپیدهام بر تو چنان پیراهنی امشب
فردا چه خواهد شد، چه میدانم، تو میفهمی؟!
بس نیست این؟ ـ من با توام، تو با منی امشب