آخرین اشعار

حسنک و دار

خانه از اشک يتيمان شده غرقاب چکک
گله داريم هميش و همه از چرخ فلک

سر جمشيد برهنه که عقاب آرد تاج
سام فرزند نهد در بر البرز، چتک

فخر کاووس بود بستن دست رستم
فخر رستم که زند ز خم به سهراب خپک

نيم دنيا سيه از سوگ سياووشان است
نيم ديگر به چراغانی و دهل و تنبک

شرق در آتش و شرقی پسران رو به فرار
سوی آن غرب که از شرق خطرناک ترک

اين زمان آمده ليلی به فغان از مجنون
مانده فرهاد ز بد خلقی شيرين هک و پک

بر زبان حرف بسی و همه از جنس دروغ
کله از گفتنی هيچ مگو گشته تکک

بخل و خودخواهی و بي باوری و سنگ دلی
همه در بستر بيداری ما گشته خسک

همه جا زمزمۀ لاف نژاديست بلند
قوم ما از همه سر، قوم شما است پچک

از دگر گشتن ارباب به دهقان چه رسد
چارقش کنده و صد پينه به دوشش کيپنک

باغبان جامۀ زربفت مبارک! چه غم ار
باغ خشکيده و يک برگ در آن نيست درک

ما ز تاریخ چه داریم، به ذهن کمپیر
قصه های غم و هر قصه ز دار و حسنک

باز سازند به زودی سرک و جادۀ شهر
نتوان زود ترک بين دو دل ساخت سرک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه