آخرین اشعار

حتی اگر که دوست ندارد تو را خدا

حتی اگر که دوست ندارد تو را خدا
من دوست دارمت به خدا تا ابد تو را

بنشین و دستچین کن و با خون دل بریز
از رنج های منکسرت بین واژه ها

ای زن که رودخانه ی اشک تو یخ زده
ای زن که دست های تو را آه کرده ها

زیباتر از تمامی لبخندها تویی
با این نگاه غمزده و بغض بی هوا

یکبار دست بر سر تنهایی ات بکش
تنهایی ات نکرده تو را لحظه ای رها

تنهایی ات همیشه و هرجا کنار توست
پیدا نمی کنی همه جا یار با وفا

اصلا بگو شده است بپرسی که با خودت
هر روز بار خاطره را می بری کجا؟

آخر به غیر رنج برایت چه داشته است
عشق این همیشه و همه جا درد بی دوا؟

یکبار هم به جای غم و بغض در سکوت
قدری بخند، از ته دل، گرم و با صدا

دیگر اسیر هیچ نگاهی نمی شوی
ای روح بی تعلق من ای زن رها…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه