آخرین اشعار

بهار

بهار، دخترک عشوه گر، دلم غوغاست
چقدر صورتی خنده های تو زیباست

چقدر چال می آید به گونه ی سیبت
چقدر قهقهه ی از ته دلت رویاست

برای دیدن ماه سپید صورت تو
همیشه بین من و آب بر سرت دعواست

به چشم هات چقدر اشک شوق می آید
علی الخصوص که رنگین کمان پس از آنهاست

برای قهر تو و اخم تو دلم تنگ است
که رعد و برق نباشد بهار بی معناست

به فصل خلوت من هم سری بزن گاهی
دلی که بی تو بهاری نمی شود اینجاست…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه