حالم از آنکه مانده در آوار بدتر است
از حال کودکان میانمار بدتر است
با آخرین پک ته سیگار نشئه ای
حالم ولی از آن ته سیگار بدتر است
پاییز با غرور درختان چه میکند
کار تو با دل من از این کار بدتر است
وضع دل شکسته به نقل از دو چشم خیس
از تخم مرغ خورده به دیوار بدتر است
ای کابل خراب تو این چشمها که از
شهر سوار زلزله بسیار بدتر است
ای چشمهایت مقبره پادشاهی ام
آنجا جهنم است، نه… انگار بدتر است