تو پیدا و ناپیدا تمامت معجزه ای
تو گل سرخ عشقی
من از باغ آسمان چیدمت
تو فصل پنجمی
وقتی که نامت دهانم را پر می کند
یخ های زمستان در رگانم آب می شوند
و سرود شادی هایم
سپیده دمان را بیدار می کند
تا خیالت سراغم را می گیرد
پرواز نبضم به اوج می رسد
و زیر پوستم خورشید می خزد