آخرین اشعار

تو می روی و دلم ناشکیب می ماند

تو می روی و دلم ناشکیب می ماند
و بی حضور تو، چشمم غریب می ماند

شب و کناره ی چشم ستاره بارانت
مرو، که بی تو شبِ من مهیب می ماند

بمان که بی تو فرازی به خود نم یبینم
دو پای خسته ی من در نشیب می ماند

و گل نمی کند این بُغضِ مانده در زندان
سرم زشان هی تو بی نصیب می ماند

بهار، می روی اما همیشه خاطره ات
به ذهن ساد هی گل ها نجیب می ماند

تو می روی و، من و جسم خالی از روح ام
عجین به خواندن امن یجیب می ماند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه