آخرین اشعار

تو سفر رفته‌ای و خسته‌گی‌ات مال من است

تو سفر رفته‌ای و خسته‌گی‌ات مال من است
من به دنبال تو و مرگ به دنبال من است

گرچه آزاده‌ام؛ اما تو خودت می‌دانی
دخترم، این قفس تنگ پر و بال من است

دود شد زندگی‌ام لای سرانگشتانت
حال سیگار تو آیینه‌ی احوال من است

چشم‌هایت دو فرشته و نگاهت؛ اما
فال‌بین گفته که یک گرگ ته فال من است

رفتی و ریختم از قامت خود روی سرک
یک‌سره فصل خزان قسمت امسال من است

زنده‌گی بر سر آواره‌گی‌ام می‌تازد
زنده‌گی مثل خودت در پی اشغال من اس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه