آخرین اشعار

تو را صد بار در یک روز بینم پیش چشمانم

تو را صد بار در یک روز بینم پیش چشمانم
ولی با من تو از من می‌روی ای مونس جانم

تو را من در تکاپویم میان هر حباب موج
ولی کز مردمم نزدیکی من این را نمی‌دانم

تویی آینه دار دل تویی آن زورق باور
که بی تو هست و بودم فاقد معناست میدانم

تو را بخشیدن جان خاک را، مژگان به هم بستن
مرا عمری بباید تا که جان از خاک برهانم

پر پروانه ماند بر مزار شمع جای گل
به این تدبیر «واهب» سر به پای شمع می مانم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه