آخرین اشعار

بیا داخل

بیا داخل
از زیپی که روی پیشانی ام باز می شود
و بازم می کند
به حالتی عمودی
نه آنطور که جنازه ای را در قبر می گذارند
در لایۀ زیرین
زیپ دیگری است
کمی پایینتر از اولی
می توانی یک راست داخل گلویم بیایی
با هدفونی که صدا را بتواند چند برابرکند
و به بادهای بالاتر انتقالش دهد
زیپ پایین‌تر جای حساسی است
درد می کند
حتی از صدای عبور همین حس که می آیی و لایه به لایه می خزی در من
زیپ بعد، تنها تفاوت من با جنس دیگر نیست
اگرچه که خیلی ها گمان می کنند مهمترین شاخصه من است
می توانی بازش کنی
خودت را جا بدهی
همچنان که همۀ تجاوزها انجام می شود
باهمه روش ها و نام های متفاوت
و حسی مشترک
و منی که آنجا نیست
و منی که کمی پایینتر، زیر زیپ بعدی به زانو در آمده
و همۀ دنیا را روی کفشهایم بالا آورده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه