به چشمه زار رسیدی
به چشمه زار حقیقی
زیر سایۀ چنارهای بلند
آب نوشیدی
جرعۀ هم بر سنگ و خاک فشاندی
و گذشتی
در استقامت چون کوه
در قناعت چون کاه
از گنچ خویش ویران
از رنج خویش آباد
بودی
گلی به سرخی تو
از “سرخرود” نخواهد رویید
بار دیگر
“باغبانی” به من گفت.
به چشمه زار رسیدی
به چشمه زار حقیقی
زیر سایۀ چنارهای بلند
آب نوشیدی
جرعۀ هم بر سنگ و خاک فشاندی
و گذشتی
در استقامت چون کوه
در قناعت چون کاه
از گنچ خویش ویران
از رنج خویش آباد
بودی
گلی به سرخی تو
از “سرخرود” نخواهد رویید
بار دیگر
“باغبانی” به من گفت.